به گزارش روابط عمومی مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران، علی اکبر صادقی پژوهشگر گروه مطالعات هنری در یادداشتی عنوان کرد: پرچم در این سرزمین، پیشینهای بسیار کهن در میان قدیمیترین روایتهای تاریخی دارد.
هر زمان که مردم پیرامون این نماد گرد آمدهاند، حس هویت جمعی در آنان تقویت شده و هرگاه این پیوند کمرنگ شده، احساس تعلق نیز آسیب دیده است. در واقع، پرچم هر کشور را میتوان خلاصه ای از اندیشهها، آرمانها و سرنوشت یک ملت دانست؛ نه صرفاً پارچهای که در باد حرکت میکند.
دوران باستان؛ پرچم در اختیار قدرتهای سیاسی
ایرانیان از نخستین ملتهایی بودند که از نمادهایی شبیه به پرچم استفاده کردند. یافتههای باستانشناسی در شهداد کرمان، وجود درفشی فلزی با قدمتی حدود سه هزار سال را نشان میدهد. در شاهنامه نیز بارها از درفشهایی با نقش شیر، پلنگ و ماه یاد شده است. با این حال، در آن دوران پرچم بیش از آنکه نمادی مردمی باشد، در اختیار پادشاهان و سپاهیان قرار داشت، و بیانگر اقتدار سیاسی و نظامی بود.
پس از اسلام؛ پیوند پرچم با معنا و تقدس
با ورود اسلام، پرچم جایگاه خود را حفظ کرد اما معنایی عمیقتر یافت. در سپاه اسلام، پرچم نشانهای از انسجام، اقتدار و معنویت بود. در برخی منابع، پرچم پیامبر با عنوان «عقاب» و به رنگ سیاه یاد شده است، همچنین بر حفظ و استواری آن تأکید فراوانی شده، زیرا فرو افتادن پرچم در میدان نبرد، نشانهای از فروپاشی نظم سپاه تلقی میشد.
ایران دوره صفویه؛ شکلگیری هویت ترکیبی پرچم
در دوره صفویه، پرچم ایران به تدریج ترکیبی از عناصر مذهبی و ملی به خود گرفت. بر درفشها علاوه بر عبارات مذهبی همچون شهادتین و نمادهایی مانند ذوالفقار، نقش شیر و خورشید نیز دیده میشد. به مرور، این نشان به یکی از عناصر اصلی هویت بصری ایران تبدیل شد و در دوره قاجار رسمیت بیشتری یافت.
دوره مشروطه؛ نخستین چارچوب قانونی برای پرچم
انقلاب مشروطه نقطه عطفی در تاریخ پرچم ایران به شمار میرود. برای نخستین بار در متمم قانون اساسی، رنگهای رسمی پرچم ایران سبز، سفید و سرخ به همراه نشان شیر و خورشید به رسمیت شناخته شد. در تفسیرهای آن دوره، سبز نماد اسلام، سفید نماد صلح و سرخ نماد فداکاری و خون شهدا (از واقعه عاشورا تا شهدای مشروطه) دانسته میشد. همچنین شیر به عنوان نمادی از شجاعت و پیوندهای مذهبی تفسیر میگردید.
دوره پهلوی؛ بازتعریف نماد و واژگان
در این دوره، واژه «پرچم» جایگزین «بیرق» شد و ساختار نمادین آن نیز دستخوش تغییراتی گردید. نشان شیر و خورشید بازطراحی شد و پرچم در قالبهای ملی، دولتی و نظامی تفکیک شد. در نسخههای نظامی نیز نشان تاج پهلوی افزوده شد که بیانگر ساختار سیاسی وقت بود.
پس از انقلاب اسلامی؛ حفظ ساختار رنگی و تغییر نماد
پس از انقلاب ۱۳۵۷، نشان شیر و خورشید حذف و نماد جمهوری اسلامی جایگزین آن شد. سه رنگ اصلی پرچم همچنان حفظ گردید، اما عبارت «اللهاکبر» به صورت ۲۲ بار در حاشیه پرچم درج شد که یادآور ۲۲ بهمن است. از این دوره به بعد، پرچم ایران هویتی جدید با تأکید بر مبانی اسلامی یافت.
جمعبندی؛ پرچم میان نماد رسمی و زیست اجتماعی
پرچم در ایران همواره فراتر از یک نماد ساده بوده است؛ گاه مذهبی، گاه سیاسی، گاه قانونی و گاه حماسی. با این حال، یکی از چالشهای مهم این است که این نماد کمتر به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل شده و بیشتر در سطح رسمی باقی مانده است. این موضوع نیازمند بررسی و نگاه مستقلتری است که در فرصت دیگری به آن پرداخته خواهد شد.
پیشنهادات
با توجه به نقش فرهنگی و اجتماعی مدیریت شهری، این چند اقدام پیشنهاد میشود تا پرچم به صورتی پویاتر به بافت زندگی شهری راه یابد:
۱. نامگذاری یکی از روزها به نام «روز پرچم ایران»
این روز ملی میتواند با برنامههایی مردمی همراه شود. برای مثال برگزاری کارگاههای نقاشی پرچم برای کودکان، ایستگاههای عکاسی خلاقانه از پرچم در بوستانها و روایتگریهای کوتاه از تاریخ پرچم در ایستگاههای مترو و فضاهای عمومی.
۲. نمایشِ دورانیِ پرچمهای تاریخی در فضاهای عمومی شهر
از بازتولید درفش شهداد گرفته تا پرچم مشروطه. هر ماه میتوان یک ایستگاه از مترو یا یک میدان را به «ایستگاه روایت پرچم» تبدیل کرد.
۳. برپایی جشنوارهای با عنوان «پرچم در بالکن خانهها»
تشویق شهروندان به ساخت پرچمهای خلاقانه (با حفظ سه رنگ ملی) نصب آن در بالکن یا حیاط. به بهترینها جوایز نمادین اهدا شود و به عنوان نمونه در شهر معرفی شوند.
۴. طراحی محیط های پیرامونی مسیرهای پیادهرو یا دوچرخهسواری با الهام از سه رنگ پرچم
یک اقدام ساده، کمهزینه اما معنادار که در آن شهروند هنگام قدم زدن، ناخودآگاه با پرچم زیست میکند.
۵. طرح تشویقی برای بازار و اصناف
شهرداری در بازدیدهای فردی و کوچک، طی برگزاری مراسمی، مغازهداران و اصناف را به نصب پرچم کشور تشویق نماید و داستان نصب پرچم اصناف ثبت و روایت شود.
۶. مسابقهی «راوی پرچم» در مدارس
به جای توجه صرف به حفظیات تاریخی، در مسابقه ای از دانشآموزان برای تعریف جذابیتهای پرچم و پرچمگردانی، شیوههای تکان دادن پرچم، خاطرات پرچم و... دعوت به عمل آید. سپس بهترین روایتها در بیلبوردهای سطح شهر منتشر شود.
در پایان، شهرداری میتواند نقشی فراتر از یک نهاد خدماتی ایفا کند: نقشی فرهنگی و نمادین. پرچم را به خیابان، به نیمکت پارک، به مغازهها و به خاطرههای روزمره مردم بیاورد. آن وقت می توان انتظار داشت که حس تعلق به شهر و کشور، به طور خودانگیخته افزایش یابد.