بیاب
جزییات مطلب
print
تبیین الگوهای غالب مدیریت شهری (5) تحلیل انتقادی و بررسی تطبیقی الگوی مدیریت

تبیین الگوهای غالب مدیریت شهری (5) تحلیل انتقادی و بررسی تطبیقی الگوی مدیریت

در سدۀ اخیر، شتاب توسعۀ انسان‌ساخت که به‌ویژه در مناطق شهری تبلور می‌یابد، رشد چشمگیری داشته است؛ به همین دلیل است که ایده‌های متفاوت و نوبه‌نویی برای حل مشکلات شهری از سوی علوم مختلف و به‌ویژه در حیطۀ دانش شهرسازی مطرح شده‌اند و می‌شوند که برخی از آن‌ها با اقبال گسترده در دوره‌ای خاص به الگویی فراگیر تبدیل می‌شوند. شناخت دقیق از این الگوها برای مدیران شهری امری ضروری و اجتناب‌ناپذیر است تا در مواجهه با مسائل و مشکلات شهری با دانش عمیق‌تری به پاسخ‌ها دست یابند. یکی از الگوهای فراگیر در مدیریت شهری الگوی «مدیریت» است که دست کم بعد از دهۀ 60 قرن اخیر، به‌عنوان یک نگرش و رویکرد غالب در مدیریت شهری طرح شده است. با این مقدمه، هدف این پژوهش شناختی جامع از الگوی مدیریت است. روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی یا فراترکیب است و مدل تحلیلی برای تبیین الگوی مورد نظر مدلی پنج‌سطحی است که برای دست‌یابی به شناختی چندبعدی از الگو ضروری به‌نظر می‌رسد. در چارچوب این مدل ابتدا بنیان‌های نظری، سپس، اصول و ارزش‌های حاکم بر الگو، تبیین نهادی و روابط میان آنها و بازتاب فضایی الگو در پهنۀ سرزمین و در آخر، سازوکار ادارۀ شهر در الگوی مدیریت بیان می‌شود. متناسب با روش پژوهش، برای گردآوری داده‌ها نیز از روش‌های استنادی استفاده شده است. این پژوهش پس از بررسی عمیق نقدهای مطرح به الگوی مدیریت، مهم‌ترین انتقادات در بعد مبانی نظری را توسعۀ خودمحوری و افزایش سودمندی شخصی در مقابل توسعۀ ارائۀ خدمات و مقایسۀ نادرست کارآمدی در بخش عمومی و خصوصی به‌دلیل تفاوت در ماهیت آن‌ها می‌داند. در زمینۀ اصول و ارزش‌های حاکم نیز نقدهای متعددی وارد شده است که مهم‌ترین آن‌ها، ایجاد و گسترش بوروکراسی پنهان، مقررات‌زدایی و لطمه‌زدن به عدالت و اخلاق، تشدید فساد اداری، کم‌رنگ‌شدن محاسبه‌پذیری و پاسخ‌گویی مسئولان به شهروندان است. همچنین، در بعد نهادی و ساختاری الگوی مدیریت از «بوروکراسی» به «بوروکراسی‌زدایی» حرکت کرده است و این تغییر جهت در عمل سبب ایجاد شبه‌بازارهای ناکارآمد، کمتر مسئولیت‌پذیر در قبال اقدامات و تضعیف بخش عمومی به بهای روی‌آوردن به بخش خصوصی شده است. انتقادات در بعد بازتاب فضایی در سه سطح تشریح شده است که در سطح سیاستگذاری شهری، تسلط نگاه اقتصادی در تمامی فعالیت‌ها، تصمیمات و ارائۀ خدمات به شهروندان و کم‌اهمیت‌شدن موضوعات عدالت اجتماعی و زیست‌محیطی و در برنامه‌ریزی، آرمانی‌بودن برنامه‌ریزی سیستمی و مسائل پیش‌بینی‌پذیر، تفکیک و رسمی‌سازی در برنامه‌ریزی راهبردی مدنظر قرار گرفته است و در سطح اجرای سیاست‌ها و برنامه‌های شهری نیز ندیدن تصویر کلی، صرف‌کردن منابع وسیع برای مشارکت فعال و کاهش توجه به مشروعیت قانون‌گذاری ازجمله انتقادات بوده است. در سطح پنجم، به الگوی مدیریت سازوکار ادارۀ شهرها بر توسعۀ اختیارات و استقلال مدیریت شهری و استفاده از ظرفیت‌های بخش عمومی و خصوصی علاوه‌بر ظرفیت‌های دولتی توجه می‌شود که نقدهای آن در ابعاد پیشین مطرح شده است.

فایل های پیوست شده
دانلود فایل گزارش

انتشارات مرکز, نشریه دانش شهر
| print

  نظرات

هیچ نظری ثبت نشده است.

نام شما
پست الکترونیک
وب سایت
عنوان
نظر
تصویر امنیتی CAPTCHA
کد را وارد کنید
جستجو
آرشیو مطالب
دسته بندی