بیاب
جزییات مطلب
print
تبیین الگوهای غالب مدیریت شهری (3) تحلیل انتقادی و بررسی تطبیقی الگوی اداره

تبیین الگوهای غالب مدیریت شهری (3) تحلیل انتقادی و بررسی تطبیقی الگوی اداره

در سدۀ اخیر، شتاب توسعۀ انسان‌ساخت که به‌ویژه در مناطق شهری تبلور می‌یابد، رشد چشمگیری داشته است؛ از همین رو است که ایده‌های متفاوت و نوبه‌نو برای حل مشکلات شهری از سوی علوم مختلف و به‌ویژه در حیطۀ دانش شهرسازی مطرح شده‌اند و می‌شوند که برخی از آن‌ها با اقبال گسترده در دوره‌ای خاص به یک الگوی فراگیر تبدیل می‌شوند. شناخت دقیق این الگوها برای مدیران شهری امری ضروری و اجتناب‌ناپذیر است تا در مواجهه با مسائل و مشکلات شهری با دانش عمیق‌تری به پاسخ‌ها دست یابند. یکی از الگوهای فراگیر در مدیریت شهری الگوی «اداره» است که دست کم تا پیش از دهۀ 60 میلادی سدۀ گذشته، به‌عنوان یک نگرش و رویکرد غالب در مدیریت شهری طرح شده است. با این مقدمه، هدف این پژوهش شناختی جامع از الگوی اداره است. روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی یا فراترکیب است و مدل تحلیلی برای تبیین الگوی مورد نظر مدلی پنج‌سطحی است که برای دست‌یابی به شناختی چندبعدی از الگو ضروری به‌نظر می‌رسد. در چارچوب این مدل ابتدا بنیان‌های نظری، سپس اصول و ارزش‌های حاکم بر الگو، تبیین نهادی و بازتاب فضایی الگو در پهنۀ سرزمین و در آخر، سازوکار ادارۀ شهر در الگوی مدیریت را بیان می‌کند. متناسب با روش پژوهش، برای گردآوری داده‌ها نیز از روش‌های استنادی استفاده شده است. این پژوهش پس از بررسی عمیق نقدهای مطرح به الگوی اداره، مهم‌ترین انتقادات در بعد مبانی نظری را این موارد بر می‌شمارد: یکی پنداشتن علوم طبیبعی و اجتماعی، تقلیل انسان و ویژگی‌های آن به سطح اشیای قابل اندازه‌گیری، جدایی ارزش‌ها از واقعیت، بی‌طرفی و به دور از تعصب‌بودن علم. درمورد اصول و ارزش‌های حاکم نیز نقدهای متعددی وارد شده است که مهم‌ترین آن‌ها، ابطال تصور جدایی سیاست از اداره، نقد حاکمیت بوروکراسی بسته و تأکید بر مشارکت شهروندان، نقد تمرکز بر کارایی و به حاشیه‌رفتن ارزش‌هایی همچون عدالت و نقد نگاه به شهروندان به‌عنوان ارباب‌رجوع و تنزل جایگاه شهروندان است. همچنین، در بعد نهادی و ساختاری دیدگاه انتقادی در الگوی اداره بر تعارض میان اقتدار تخصصی و اداری و سیاسی، درنظر نگرفتن ساختارهای غیررسمی، مقاومت در برابر تغییرات تأکید می‌کند. انتقادات در بعد بازتاب فضایی در سه سطح تشریح شده است که در سطح سیاستگذاری شهری: تقلیل شهر به شهر اجتماعی و درک نامناسب از سازوکارهای اقتصاد شهری؛ در برنامه‌ریزی: ماهیت ایستا و انعطاف‌ناپذیر طرح‌های جامع، مشارکت اندک شهروندان در تهیۀ برنامه‌ها، منطق پهنه‌های تک‌عملکردی و درنظرنگرفتن واقعیات زندگی شهری، اجتناب از تمرکز بر موضوعات کلیدی و تلاش برای حل تمام مشکلات؛ در سطح اجرای سیاست‌ها و برنامه‌های شهری: بر تمرکزگرایی در دولت مرکزی، نقش مشارکت ناچیز در اجرای برنامه‌ها، توجه‌نکردن به فرآیند اجرای برنامه‌ها و کاستی‌های رویکرد از بالا به پایین تأکید شده است. در سطح پنجم، الگوی اداره به سازوکار ادارۀ شهرها بر توسعۀ اختیارات و استقلال مدیریت شهری و استفاده از ظرفیت‌های بخش عمومی و خصوصی، علاوه‌بر ظرفیت‌های دولتی توجه می‌کند و مستند به قوانین و مقررات موجود، شرایط قانونی مدیریت شهری در ایران (تهران) را منطبق با الگوی اداره تبیین می‌کند.

فایل های پیوست شده
دانلود فایل گزارش

انتشارات مرکز, نشریه دانش شهر
| print

  نظرات

هیچ نظری ثبت نشده است.

نام شما
پست الکترونیک
وب سایت
عنوان
نظر
تصویر امنیتی CAPTCHA
کد را وارد کنید
جستجو
آرشیو مطالب
دسته بندی