بیاب
جزییات مطلب
print
تبیین فضایی تغییرات محله‌ای در کلان‌شهر تهران

تبیین فضایی تغییرات محله‌ای در کلان‌شهر تهران

الگوهای تغییرات محله‌ای، برایند رابطۀ درهم‌تنیدۀ بین دو عرصۀ نسبتاً متفاوت ساختار اجتماعی ـ اقتصادی (نیروها و مکانیسم‌ها) و ساختار فضایی (زمینۀ تجربی، تاریخی ـ جغرافیایی) است. کشف این رابطۀ مشروط، فهم بهتر فرایند و سازوکار شکل‌گیری محله‌ها و پیامدها و تفاوت‌های فضایی ناشی از آن را امکان‌پذیر می‌کند. این رساله از ابتدا مبتنی بر این ایده شکل گرفت که «تغییرات محله‌ای نه در خلأ، بلکه در متن شرایط محیطی رخ می‌دهد و تنها حاصل یک ضرورت ساختاری غیرقابل‌اجتناب و غیرقابل‌تغییر نیست و فرایندهای آن از یک الگوی خطی تبعیت نمی‌کند». با عنایت به این ایده، سؤال‌های تحقیق حول سه محور مطرح شدند: 1) مکانیسم‌های مؤثر در سطح عام و سطح خاص؛ 2) فرایند تغییرات محله‌ای در کلان‌شهر تهران؛ 3) بازتاب فضایی آن در دورۀ بررسی‌شده (95-1330). ازاین‌رو، تغییرات محله‌ای در کلان‌شهر تهران در ارتباط با تمامی سطوح کارکردی آن از سطح محلی تا جهانی بررسی می‌شود.

در ارتباط با موضوع تغییرات محله‌ای در تهران، مکانیسم‌های سطح جهانی (مکانیسم‌های علّی) در انطباق با اصول روش‌شناسی رئالیسم انتقادی، بررسی شد و فرض بر این بود که ارتباط بین این سطح عام و سطح خاص (محله) از نوع «ارتباط مشروط» است. برای کشف آثار این مکانیسم‌های علّی، تأثیر نیروهایی همچون جهانی‌شدن، شهرسازی مدرنیستی و نئولیبرالیستی، جریان جهانی سرمایه، نیروی کار و فرهنگ بر سطح محله‌های کلان‌شهر تهران مطالعه شد و طیف‌گسترده‌ای از فرصت‌هایی شناسایی شدند که در سطح محله شکل می‌گیرند و با یکدیگر تعامل می‌کنند. ساختارهای کلان اقتصـادی و نظام مدیریت شهری، تغییرات ناشی از سطح جهانی را شدت می‌بـخشـد یا تعـدیل می‌کند و باعث جذب سرمایه‌گذاری‌ها و هدایت نوسازی به محله‌های خاصی می‌شود.

از زمانی که محله‌ها بنا می‌شوند، منابع، فرصت‌ها، محدودیت‌ها و ترجیحات نشان‌دهندۀ میزان دسترسی به گزینه‌های مسکن در داخل و خارج از محله است. از طرف دیگر، رفتار ذی‌نفعان در تعامل باهم ساختار اجتماعی ـ اقتصادی محله را به‌گونه‌ای تغییر می‌دهد که می‌تواند باعث افزایش یا کاهش سرعت تغییرات شود. کلان‌شهر تهران طی سال‌های (90-1375) از نظر شاخص‌های بررسی‌شده تغییرات بسیاری داشته است و همچنین، میزان این تغییرات بین محله‌های مختلف به‌طور محسوسی متفاوت است. فضای تعامل این معیارها یعنی ویژگی‌های افراد و خانوارها و ویژگی‌های زمینۀ محله‌ای تاحد زیادی مبهم است که نمی‌توان به‌طور قطعی و یقینی در خصوص میزان اهمیت و تأثیرگذاری هریک از آن‌ها تصمیم‌گیری کرد. این حد زیاد از عدم قطعیت به چالش بلندمدت مهمی تعبیر می‌شود؛ زیرا فرایند تغییرات در سطح محله به‌صورت غیرخطی است.

از دیدگاه فلسفۀ رئالیسم انتقادی، فضا نه ظرف روابط اجتماعی است و نه اوبژه‌ای است که با فرایندهای اجتماعی در تعامل باشد؛ بلکه فضا، بعد مشروط روابط اجتماعی است. تغییرات محله‌ای، پدیده‌ای ذاتاً پویا و درعین‌حال فضایی است، از این نظر پویاست که در تمامی سطوح و مقیاس‌ها بی‌وقفه در حال «شدن» است، فضایی است، به این دلیل که تغییرات در یک محله از شهر می‌تواند تأثیرات خود را در سایر محله‌ها بر جای گذارد. این پدیده، برایند درهم‌تنیدگی روابطِ عرصه‌ها و هستی‌های سیاسی، اقتصادی و اکولوژیکی است که مشروط به زمینۀ تاریخی ـ جغرافیایی و تجربی، متمایز می‌شوند. تغییرات محله‌ای در کلان‌شهر تهران، برایند ترکیب ناموزون فرایندهای مداخله‌گر بیرونی و فرایندهای درونی رشد شهر است که براثر شهرنشینی سریع از حوزۀ آگاهی‌های فضایی محله‌های شهر خارج ‌شده‌اند.

فایل های پیوست شده
دانلود فایل گزارش

انتشارات مرکز, نشریه دانش شهر
| print

  نظرات

هیچ نظری ثبت نشده است.

نام شما
پست الکترونیک
وب سایت
عنوان
نظر
تصویر امنیتی CAPTCHA
کد را وارد کنید
جستجو
آرشیو مطالب
دسته بندی